استاد دکتر کمال الدين جناب در سال 1287 خورشيدى در شهر اصفهان به دنيا آمد. پدرش ميرسيد على جناب اهل علم و تقوا بود، در فقه و اصول تجربه داشت، زبان عربى و فرانسه مىدانست با رياضيات و اخترشناسى قديم کاملا آشنا بود، به کسب دانش جديد و گسترش آن توجه توجه فراوان داشت و اعضاى خاندان خود را به علم آموزى و تاسيس مدارس جديد تشويق مى کرد.
آموزشهاى مقدماتى
کمالالدين تحصيلات ابتدايى را در مدرسه ملى گلبهار شروع کرد. مدرسه گلبهار در سال 1291 خورشيدى در محلهى گلبهار تاسيس شده بود و به سبک جديد و با برنامهى منظم اداره مىشد. پس از پايان تحصيلات ابتدايى، در دبيرستان صارميهى اصفهان ادامه تحصيل داد. اين دبيرستان نخستين مدرسهى متوسطهى اصفهان بود که صارمالدوله، پسر ظل سلطان و نوهى ناصرالدين شاه، آن را تاسيس کرده بود. مديران مدرسهى شادروان ضياءالدين جناب (آقاى ضياء)عمو زادهى کمال الدين و از دست پروردگان مرحوم ميرسيد على جناب بود. اين مدرسه ساختمان مناسب، سطحى وسيع، کارگاههاى مجهز، برنامهاى پيشرفته و بالاتر از همه مديرى لايق داشت که شايستهترين دبيران را از سراسر کشور جذب مىکرد و به کار وا مىداشت.
دکتر جناب در تعريف دبيرستان صارميه مى گويد:
«مدرسه در محله الياران، در کنار قبر بابا علمدار بود. وسعت مدرسه بيش از هفت هزار متر مربع بود. در ميدان فوتبال مدرسه علاوه بر انواع ورزشها، مشق نظامى هم داشتيم. رجبعلى خان ژيمناز معلم ورزش ما بود. بعضى روزها ما را به پادگان فرح آباد مىبرد تا با وسايل سنگين نظامى هم آشنا بشويم. در مدرسه آزمايشگاه و کارگاه داشتيم. با وسايل نقشه بردارى و نقشه کشى و هواشناسى کار مى کرديم. هر يک از دانش آموزان مسئوليتى داشت. براى مثال، اندازهگيرى و ثبت دما، فشار رطوبت هوا در ساعات مختلف روز و رسم نمودار. وقتى به کلاس ششم رسيديم معلم نداشتيم. ما هم دو نفر بيشتر نبوديم. من بودم و مرحوم حسين عريضي. درسهاى کلاس ششم را پيش خودمان خوانديم و امتحان داديم و قبول شديم. (1305).
يک سال در مدارس اصفهان تدريس کردم و سال بعد که دارالمعلمين عالى تاسيس شد براى ادامه تحصيل رهسپار تهران شدم. در دارالمعلمين عالى مىخواستم رشتهى زيست شناسى بخوانم ولى مدت ها منتظر استادى بودم که قرار بود از خارج بيايد و مرتب تشکيل کلاسها عقب مىافتاد. تا روزى که متوجه شدم کلاسى تشکيل شده است. از پشت پنجره ديدم استاد مشغول تدريس است و با وسايل کار مى کند، پرسيدم اين چه کلاسى است و استاد کيست؟ گفتند: استادى به نام دکتر حسابى رشتهى فيزيک و شيمى داير کرده است. چون بيش از اين نمىخواستم وقتم بگذرد رفتم به رشتهى فيزيک و شيمى و مشغول کار شدم (1307)."
هنوز بيش از يک سال از تحصيل جناب در دارالمعلمين عالى نگذشته بود که استاد حسابى متوجه شور و علاقه و مسئوليتپذيرى اين دانش جو شد، او را با ماهى 40 تومان به استخدام در آورد و مسئوليت آزمايشگاه فيزيک دارالمعلمين را به او سپرد. جناب وسايل آن آزمايشگاه را از گوشه و کنار جمع آورى مىکرد، مىساخت، طراحى مى کرد و به کار مى برد.
کمال الدين در سال 1310 دورهى ليسانس فيزيک وشيمى را با موفقيت کامل به پايان رسانيد و دوره خدمت سربازى را آغاز کرد. ضمن گذراندن دورهى سربازى در امتحان اعزام دانشجو به خارج شرکت و با امتياز عالى موفق شد. او که از همه چيز و همه جا مىآموزد، از نظم دانشکدهى افسرى بهخصوص از بازديدهاى سحر گاهى پادگان، در شبهايى که خود افسر نگهبان بود خاطرهاى بسيار جالبى بيان مىکند. هنوز سخنان را که در جلسه معرفى دانشجويان اعزامى به خارج، از زبان رئيس کشور شنيده با اعتماد تکرار مى کند: «اين کشور به آدمهاى آگاه و خادم سخت نيازمند است. خوب بايد درس درس بخوانيد. بايد علم جديد را فرا گيريد و به ايران مسنقل کنيد. ايران را با علم و ايمان بسازيد."
دکتر جناب مىگفت: " وقتى براى دوره ليسانس به تهران رفتم علاقهمند شدم که زبان عربى هم ياد بگيرم. به دنبال معلم مىگشتم. شخصى گفت برو پهلوى هم شهرى خودت، مهدى الهى قمشهاي. ايشان در مدرسهاى حجره داشتند. به نزد ايشان رفتم. پذيرفتند به شرط آن که من به ايشان فيزيک ياد بدهم و ايشان عربى به من بياموزند."
ادامهى تحصيل
کمال الدين جناب در سال 1312 به فرانسه رفت. دورهى تحصيل ليسانس فيزيک و رياضى را دوباره در دانشگاه نانسى گذراند. دورهى ليسانس شيمى را در دانشگاه سوربن تمام کرد و شاگرد اول دانشگاه شد. بهتر آن ديد که زبان انگليسى بياموزد و براى ادامهى تحصيل به يکى از کشور هاى انگليسى زبان رود. در مدت اندکى زبان انگليسى آموخت و با دريافت تمام هزينههاى تحصيلى که در دانشگاه هاى فرانسه پرداخت کرده بود(به دليل شاگرد اول شدن)، بودجه کافى را براى ا دامهى تحصيل در بالاترين سطح علمى به دست آورد. در آن زمان با مطالعه دريافت که عالىترين مؤسسه علمى جهان انستيتوى فنى کاليفرنيا ( C.I.T )در آمريکا است.
کمال الدين جناب از فرانسه به امريکا رفت و به حضور فزيکدان بزرگ، رابرت اندروز مليکان(1868-1953) رسيد و درخواست ادامه تحصيل کرد. با مصاحبهاى که از ايشان به عمل آمد شرط پذيرش را گذراندن سه امتحان اعلام کردند و مدتى فرصت مطالعه دادند. يک هفته بعد آقاى جناب آمادگى خود را براى انجام امتحان اعلام کرد. هنگامى که نتيجه امتحان اول با درجه عالى مشخص شد، مسئولين دانشگاه از دو امتحان ديگر صرفه نظر کردند.
آقاى جناب دورهى دکترى فزيک را به استادى شروع کرد که به سبب اندازه گيرى بار الکترون و تحقيق دراثر فوتوالکتريک، جايزه نوبل 1923 ميلادى در رشتهى فيزيک دريافت کرده بود. اين پژوهشگر پر آوازه اکنون دانشجويى را پذيرفته بود که پيشينهى تحصيلات او در ايران و فرانسه آينده بسيار روشنى را نويد مىداد. آقاى جناب به راهنمايى مليکان به پژوهش در زمينهى فيزيک هستهاى پرداخت و در سال 1315 به دريافت درجهى دکترا نايل شد و با علاقهمندى، اميدوارى و آگاهى به ايران بازگشت. او خوب درس خوانده بود و بايستى علم جديد را به ايران منتقل مى کرد و پايه هاى سازندگى را فراهم مى آورد.
دکتر کمال الدين پس از بازگشت به ايران در سال 1316به سمت دانشيار دانشکدهى علوم دانشگاه تهران انتخاب شد و به تدريس فيزيک پرداخت. او پيشنهاد کرد که از همان زمان آزمايشگاهى داير کند و در بخش فيزيک هستهاى به پژوهش و تربيت کارشناسى اتمى بپردازد تا همچون استادان خود مليکان به کشف جديدى نايل شود. اما متاسفانه شرايط مساعد نبود و به ناچار، هر کارى از او مىخواستند آن را با نهايت علاقه مندى و آگاهى انجام مى داد.
مسووليتها
دو سال رييس دبيرستان فيروز بهرام و دبستان جو، از مدرسههاى زرتشتيان تهران،شد(1318-1320)، در تاليف کتابهاى فيزيک دبيرستان شرکت کرد. در فرهنگستان ايران به واژهگزينى پرداخت. مدتى مسئوليت مديريت کل دبيرخانهى دانشگاه تهران را بر عهده گرفت. در زمان دکتر مصدق معاون وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش کنونى) شد و زمانى مسئوليت کامل ورزش کشور را با کفايت کامل بر عهده دکتر جناب به عضويت کميتهى ملى پيکار با بى سوادى در آمد، به عنوان نمايندهى ايران در نخستين کنفرانس بين المللى اتم براى صلح شرکت کرد و دو سال هم رياست دانشکدهى علوم دانشگاه تهران را بر عهده گرفت(1350-1348).دکتر جناب چند صباحى نيز به خاطر اعتراض به قراردادکنسرسيوم نفت در سال 1332 از درس وبحث کنار گذاشته شد و سپس با احترامى بيشتر به نزد شاگردان خود بازگشت.
دکتر جناب در هنگام قبول اين مسئوليتها هيچگاه از کلاس درسى دانشجويان خود دور نماند. او حدود نيم قرن در دانشکده علوم دانشسراى عالى تهران درسهاى مختلف رشته فيزيک را تدريس کرد. شاگردان اين استاد که درس فيزيک را هراه با اعتقاد به عمل و مسئوليتپذيرى در مکتب او آموخته بودند به تدريج در سراسر کشور به کلاسهاى درس رفتند شور وعشق وعلم دکتر جناب را به همراه درس فيزيک به فرزندان ايرانى ميهن منتقل کردند. گروهى از همين شاگردان به خارج از کشور اعزام شدند و با گذراندن دوره هاى دکترا يا دورهى عالى مهندسى به ايران بازگشتند و دانشکدههاى فيزيک و مهندسى را در تهران و شهرستانها به راه انداخته يا آن که چرخهاى صنعت کشور را به حرکت در آورند.
ويژگىهاى شخصيتى
دکتر کمال الدين جناب ويژگىهاى ممتازو ارزشمندى دارد. او در سخن گفتن بسيار مؤدب و محکم است به طورى که کلاسش در شنونده نفوذ مى کند. سکوت پر هيبتش نيز اطرافيان را در حالت ادب و احترام نگه مىدارد. او بسيار اميدوار است. اميد به کودکان و جوانان وپيشرفت ايران دارد. در طول زمان دانشجويى وپس از آن در سمينارها، کنفرانسها وحتى جلسههاى دوستانه همه را به نيک انديشى و کار و فعاليت تشويق مى کند.
دکتر جناب به صاحبان حق احترام مىگذارد. او از معلمان دورهى ابتدايى ومتوسطه و دانشگاه خود با احترامى هرچه کاملتر ياد مى کند. وقتى از دبيران دبيرستان متوسطه اصفهان سخن مى گويد، گويى هم اکنون در برابر آنان ايستاده و با ادب کامل از آنان چنين نام مىبرد:
«شادروان ميرزا غلامحسين زيرک زاده معلم طبيعيات، مرحوم استاد جلال الدين همايى معلم ادبيات، ميرزا سليمان خان انصارى معلم خط و ميرزا على خان زاهدى معلم رياضيات، در مدرسه صارميه بودند. مرحوم پروفسور تقى فاطمى يک سال جلوتر از ما بود و دکتر ابراهيم چهرازى دو سال عقب تر."
دکتر جناب براى آقاى دکتر محمود حسابى احترام بسيار قائل بود. در يکى از جلسههاى دوستانه، يکى از حاضرين از دکتر حسابى انتقاد کرد و گفت: «دکتر حسابى مطالب درسى را خوب بيان نمىکرد. او بيشتر تکليف را بر عهده دانشجو مىگذاشت. ما که از او چيزى نياموختيم». دکتر جناب با شنيدن اين جمله سخت بر آشفت و گفت :«دکتر حسابى در تاسيس دانشگاه تهران، دانشکدهى علوم، دانشگاه فنى پيشقدم بود. به تنهايى همه درسهاى دورهى ليسانس فيزيک را براى چند سال درس مىداد. او از هر دانشجو مىخواست يک محقق بسازد. او پاسخ هر پرسشى را، وسيلهى طرح پرسشهاى ديگرى در ذهن دانشجو مىکرد. يادمان باشد از خادمين ملک و ملت هميشه با احترام ياد کنيم».
دکتر جناب مفاخر فرهنگى و علمى ايران، با احترام کامل ياد مى کند. از کارهاى علمى خيام از رصد خانه مراغه آگاهانه سخن مى گويد. عشق به ياد گيرى و ياد دهى هميشه در او زنده و فعال است. دکتر جناب اهل کار و عمل است. در ميان استادان فيزيک بيشترين اثر را بر دانشجويان خود داشت.
هر يک از دانشجويان يا دبيران فيزيک، که روزى دانشجوى او بودهاند، هميشه خاطرههاى ايام تحصيل در دورهى ليسانس را با نام دکتر جناب به ياد مىآورند. جالب آن است که دکتر جناب دانشجويان قديم خود را با نام به ياد مىآورد و از احوال آنان با خبر مىشود.در روزهاى آخر خرداد سال 1339 در آخرين جلسه درس فيزيک، در پاسخ سخنان خداحافظى نماينده دانشجويان گفت:
«کاملترين معنى سعادت براى انسان، داشتن وجدان آگاه و آرام است. اگر وظايف انسانى خود را به درستى بشناسيم و نيروى خود را در جهت انجام آن وظايف و خدمت به مردم به کار گيريم آرامش وجدان خواهيم يافت و سعادتمند خواهيم شد. معلم فرصت خدمت دارد. مىتواند سعادتمند باشد. لازم است بر وظايف خود آگاه و مسلط باشد و عشق و هنر با هم زندگى کردن را به شاگردان خود بياموزد».
آثار علمى
دکتر جناب چندين مقاله علمى دربارهى توزيع انرژى نوترون حاصل از بعضى از واکنشهاى هستهاى و آثار زيستشناختى ميدانهاى الکتريکى و اثر غير مستقيم اشعهى ماوراى بنفش و نيز کتابى در مکانيک فيزيک نوشتهاند.