خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید

 
جستجوی پیشرفته

884 نامه در 583 موضوع- توسط 8107 کاربران - جدیدترین کاربر عضو شده: شریف محمدی
My Communityانجمن های سایت آموزش فیزیکآموزش وپرورشمعرفی خیرین در آموزش و پرورشموضوع: صحبتي با خيّر مدرسه ساز خراساني حاج سيد علي اكبر عادلی
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: صحبتي با خيّر مدرسه ساز خراساني حاج سيد علي اكبر عادلی  (دفعات بازدید: 1785 بار)
0 کاربران و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
Admin
مهمان
« : سپتامبر 18, 2006, 05:00:40 pm »

گفتگو : محمّد رضا قرباني جامي
 . ¦nbsp;. ¦nbsp;. ¦nbsp;خورشيد رفته رفته در پشت كوههاي بلند پنهان مي شود ، بانگ دلنشين اذان از گلدسته هاي مساجد گوش زائران و مجاوران را نوازش مي دهد ، ساعتي بيش به وقت ديدارمان باقي نمانده است ، بنا است امروز كه مصادف است با ولادت با سعادت مولاي متّقيان امير مؤمنان علي ابن ابيطالب "ع" طبق قرار قبلي بعد از نماز مغرب وعشا به اتفاق حاج آقاي حيدري معاون محترم توسعه مشاركتهاي مردمي وزارت آموزش و پرورش ¦nbsp;به ديدن خير محترم مدرسه ساز آقاي "حاج سيد علي اكبر عادل " برويم ، بعد از نماز راهي منزل سيّد مي شوم ، در بين راه بايد حاج آقاي حيدري را سوار كنم ، قرارمان با حاج آقا ميدان استقلال است ، خيابان هاي مشهد خيلي شلوغ ¦nbsp;شده است ، مملوازماشين هاي جور واجور ، خوشبختانه مسيرمان كوتاه ونزديك است ، ميدان را دورمي زنم ، حاج آقا كه ملبّس به لباس زيباي خادمي آقا علي ابن موسي الرضا"ع" هستند درگوشه شمالي ميدان ايستاده اند ،گويا مسير حرم مطهّر تا آنجا را با تاكسي آمده اند ، جلوپاي ايشان توقّف مي كنم ، مثل هميشه متبسّم وگشاده رو، ¦nbsp;به اتّفاق راهمان را بطرف منزل سيّد ¦nbsp;ادامه مي دهيم، جلو منزل مي ايستيم ، حاج آقاي عادل روي پله ها ، جلو درب منتظرما هستند ، بعد از احوالپرسي ¦nbsp;با راهنمائي حاج آقاي عادل پله ها را تا طبقه دوّم مي پيمائيم ، وارد منزل مي شويم ،منزل با قالي هاي ماشيني فرش شده ، دورتا دور آن پشتي هائي از جنس قالي ها بصورت بسيار منظّم چيده شده است ، چند قاب زيبا روي ديوارها به زيبائي منزل افزوده است ، در قسمت ديكر دو عكس به چشم مي خورد ، عكسهاي پدر و پدر خانم حاج آقاي عادل كه هر دو به رحمت ايزدي پيوسته اند ¦nbsp;، توضيح اينكه اين مكان فقط براي اسكان وپذيرائي دانش آموزان و دانشجوياني كه از مناطق محروم به زيارت مي آيند مورد استفاده قرار مي گيرد ، بعد از نوشيدن چاي ، حاج آقاي حيدري ¦nbsp;اوّلين سئوال را مطرح مي كنند :
 ممكن است خودتان را بيشتر براي خوانندگان محترم معرفي كنيد ؟
- بسم ا . . الرحمن الرحيم ، من سيّد علي اكبرعادل هستم ، در بيستم بهمن 1340 در روستاي كدكن كه هم اكنون بخشي از شهرستان تربت حيدريه است متولّد شدم ، پدرم سيّد ميرزا وضعيّت مالي خوبي نداشت ، خيلي اتفّاق مي افتاد كه براي مخارج روزانه زندگي مشكل پيدا مي كرد ، اغلب اوقات بدهكار بود امّا با همين وضع هر كس به ايشان مراجعه مي كرد چه مشكل مالي داشت چه غير مالي برطرف مي كرد ، حتي بعضي اوقات قرض مي كرد، من هيچوقت نديدم كه پدر و مادرم دغدغه مال و منال داشته باشند ، البته ما را هم همين طور تربيت كرده اند ، ¦nbsp;درسال 1346 وارد تنها مدرسه ابتدائي كدكن شدم كلاس اوّل را يك سال ، دوّم و سوّم را دريك سال ، چهارم و پنجم
را در يك سال خواندم مقطع راهنمائي را در همانجا ادامه دادم ، هميشه شاگرد اوّل كلاس بحساب مي آمدم ¦nbsp;، زماني كه كلاس سّوم راهنمائي بودم ¦nbsp;علاوه بر تحصيل ، در شبانه روز10 ساعت با تراكتور كارِ كشاورزي مي كردم ¦nbsp;، در سن سيزده سالگي براي ادامه تحصيل به مشهد آمدم ، در منزل عمه ام ¦nbsp;سكونت داشتم ،كلاس اوّل و دوم دبيرستان را در يك سال خواندم و سال سوم به دبيرستان اعلم واقع در خيابان كوهسنگي رفتم ، اين دبيرستان مخصوص نمونه ها بود ، در كنار تحصيل سه جا كارمي كردم يكي در چلوكبابي شوهرعمّه ام ¦nbsp;اوّل گارسون بودم وبعدها حسابدار شدم ، دوّمين جا كارگاه درب و پنجره سازي آلومينيومي ، شبها هم درخيابان كارت تبريك مي فروختم ، در سال آخر دبيرستان ،پدرم به بيماري سختي دچار شد ، به احترام پدر درس وكارهايم را رها كردم وبه كدكن برگشتم ودركنار ايشان مشغول كار وتلاش شدم ، در 17 سالگي با دخترخاله 12ساله ام ازدواج كردم، بيماري پدر 3 سال طول كشيد و در آخر عمر زمين گير شده بود،يك روز كه پدرم را روي دوشم پيش دكتر مي بردم خيلي خسته شده بودم ، اوراروي زمين گذاشتم كه رفع خستگي كنم،پدر كه متوجّه خستگي من شده بود، رو به آسمان مرا خيلي دعا كرد وگفت::"مطمئن باش كه روز بد نخواهي ديد"بالاخره پدراز دنيا رفت وبنابه وصيّت پدركفالت خواهران وبرادران به من محوّل شد
بعد از رحلت پدر سختي ها از هر طرف به ما هجوم آورد ، زندگي دركدكن برايمان غير ممكن شد ، خرده اثاثيه را كه داشتيم برداشتيم و بطرف مشهد راه افتاديم ، حدود 2 ، 3 كيلومتر راه را پياده پيموديم ، با پولي كه از بابت فروش تراكتور مرحوم پدر بدست آورده بوديم يك خانه ي نود متري با 45 متر زيربنا در جنوب شهر خريديم ، هنگام تولد اولين فرزندم كه درهمين خانه سكونت داشتيم پول نداشتم كه ماشين كرايه كنم وهمسرم را به بيمارستان ببرم لذا در هواي سرد زمستان پاي پياده به بيمارستان رفتيم ، پس از وضع حمل همسرم بيمارستان براي مرخص كردن همسرم 200 تومان از من خواست ، به هركس مراجعه كردم كسي به من قرض نداد تا پس از سه روز مسئولان بيمارستان بدون اينكه پولي از من بگيرند مرخصشان كردند . درآن زمان بيكاري و بي پولي خيلي مرا رنج مي داد ، دائماً دنبال كار مي گشتم ، يك روز نگهبان انبار آهني كه در نزديكي خانه ما بود مرا صدا زد و گفت مي خواهند انباردار بگيرند بروبا صاحب انبار صحبت كن ، من هم صحبت كردم ودر آن آهن فروشي مشغول كار شدم و قرار شد به ¦nbsp;ازاي هرتومان 3 ، ريال مال من باشد ، بعداً در همان نزديكي ها مغازه اي خريدم ، رفته رفته كارم رونق گرفت و هر روز وضعم بهتراز روز قبل مي شد .

چندتا فرزند داريد ؟
البته همه بچه هائي كه درمدارس احداثي من درس مي خوانند فرزندان من هستند ، چون هم دغدغه تحصيل اين بچه ها را دارم ، هم دغدغه كار و ازدواج ، ادامه تحصيل ، اسكان و حتي تربيتشان را ، علاوه بر آنها خداوند دو دختر و دوپسر ، مجموعاً چهار فرزند به من عنايت نموده است . ¦nbsp;

اوّلين كارخير شماچه بود و چگونه به مدرسه روي آورديد ؟

من همان روزي كه كارم را در انبار آهن شروع كردم نيت كردم كه كارهاي خير را سرلوحه كارهايم قرار دهم و بعد از آن كار خير را با شركت در جلسات قران ، دعا و نيايش شروع كردم ، تشكيل جلسات قرائت قران ، مجالس روضه خواني و مداحي براي دانش آموزان ، اين نونهالان مستعد و آماده پرورش ، همين عشق به بچه ها موجب شد كه به توفيق خداوند متعال اولين مدرسه را در پشت كارگاهم احداث كنم و از آن به بعد در جاهاي مختلي از جمله مشهد ، كدكن ، رشتخوار ، تربت جام ، جوين سبزوار ¦nbsp;و زاوه تربت حيدريه مدرسه و خوابگاه شبانه روزي ساختم يا در ساختن آنها مشاركت كردم ، هم اكنون در منطقه زاوه كه منطقه بسيار محرومي است با كمك دولت مشغول مدرسه سازي هستم .

تا كنون چند مدرسه تا ساخته ايد و بنا داريد چند مدرسه ديگر بسازيد ؟

من به دو شيوه مدرسه سازي مي كنم ، يكي اينكه هزينه بعضي از مدارس را كمال و تمام خودم پرداخت مي كنم ، بخش ديگر فعاليتم در طرح ساماندهي مدارس روستائي است كه 50% هزينه آن را اداره كل نوسازي مدارس استان تقبل مي كند و پنجاه درصد را من ، روي هم چه مدارس اهدائي وچه مدارس مشاركتي شايد بالغ بر 110 پروژه وحدود 500 كلاس ساخته شده باشد كه بخش اعظم آن مورد بهره برداري قرار گرفته و تعدادي هم انشا ا.. مهرامسال به بهره برداري خواهد رسيد .

كارمدرسه سازي راتاجه زماني ادامه مي دهيد؟

تا زماني كه عمري باقي باشد و تمكّن داشته باشم دست ازمدرسه سازي نخواهم كشيد ، من با مدرسه سازي زنده ام ، من با مدرسه سازي عشق مي كنم ،حدود 3 سال قبل ¦nbsp;يك روز به اداره كل نوسازي مدارس مراجعه كردم ¦nbsp;و قول دادم كه 1000كلاس بسازم حتي اين موضوع را مكتوب كردم ¦nbsp;ولي حالا عرض مي كنم تا زماني كه خراسان به مدرسه نياز دارد در اين سه استان مدرسه مي سازم ، وقتي كه خراسان نياز نداشت به ساير استانها مي روم ، بنا ندارم تا آخر عمر دست از مدرسه سازي بكشم .

آيا خانواده شما هم همين عقيده را دارند ؟

مطمئن باشيد اگر همسرم و فرزندانم و حتي بردرانم و دامادم با من همراه نبودند امكان نداشت اين كار را ادامه بدهم ، همسرم خيلي وقتها دوشادوش من از مدارس درحال احداث سرمي زند ، در مراسم مختلف شركت مي كند ، حتي يك بار كه عازم عمره بوديم و براي خدا حافظي به روستائي رفته بوديم ابشان وضع ناخوشايند سرويس بهداشتي مدرسه دخترانه اي را ديد از رفتن به خانه خدا منصرف شد ، پولش را پس گرفت و با آن ¦nbsp;سرويس بهداشتي براي آن مدرسه ساخت ، مهريه اش را كه يك باب منزل و مقداري زمين بود فروخت وبا آن يك درمانگاه ، يك خانه بهداشت و 3 نمازخانه در مدارس ساخت ، ¦nbsp;الان هم تهيّه جهيزيه براي دختران ، تهيه لباس ، پذيرائي دانش آموزاني كه به زيارت مي آيند بعهده اوست ، فرزندانم هم در كار مدرسه خيلي خوب به من كمك مي كنند .

انگيزه شما از مدرسه سازي چيست ؟

مدرسه سازي براي من يك تجارت معنوي است ، ما براي نشر فرهنگ ديني و مذهبي بايد جائي داشته باشيم ، به نظر من مدرسه بهترين مكان است ، مدرسه سازي عشق من است هيچ كار خير ديگري مرا به اندازه مدرسه سازي اغنا نمي كند حتي ساختن مساجد ، اگر چه در نوسازي مساجد هم كمك مي كنم اما مدرسه سازي چيز ديگري است ، مدرسه سازي انسان سازي است ، انسان مي تواند با چنين عمل خيري نقاط ضعف يك كشور را به نقاط قوّت تبديل كند ، پرورش انسان يك اصل است ، اصلي كه اجراي آن تلاش جمعي را مي طلبد ، مخصوصاّ ¦nbsp;اكنون كه عصر شكفتن فطرتها و دوران بالندي روح خداجوي لنسانها است ، استفاده از فرصت هاي مناسب و بهره مندي از شرايط مساعد پايه اساسي موفقيت و پيروزي انسان بشمار مي آيد ، عاقل ترين مردم كساني هستند كه همواره از موقعيّت هاي موجود استفاده كنند وهيچ فرصتي را از دست ندهند ، البته اگرمن توفبقي درمدرسه سازي داشته ام قطعاً ثمره انس و ارتباط با قران است ، من قاري قران هستم ، من مداح اهل بيت هستم وبه آن افتخار مي كنم ، من همه اينها را طلف و عنايت ائمه مي دانم ¦nbsp;، لطف خدا شامل حالم شده چندين سفر به حج مشرف شده ام ، درسال 73 كه به اتّفاق همسر ومادرم به مكه مشرف شدم ، روحاني كاروان كسالت پيدا كرد من در كارها به او كمك مي كردم ، هنگام بازگشت در جدّه مرا به عنوان زائر نمونه انتخاب كردند و يك عمره تشويقي بمن دادند كه 3 ماه بعد انجام شد ، در اين سفرها به عشق اهل بيت مداحي مي كردم كه اين مداحي ها با اقبال زائران روبرو شد بهمين دليل در پي دعوت كاروانهاي مختلف چندين بار پي در پي مشرف شدم ولي وقتي كه گمشده ام را در مدرسه سازي پيدا كردم ، ترجيح دادم كه به عمره و سفرهاي زيارتي نروم و مشغول مدرسه سازي باشم . ، مدرسه سازي از جمله اموري است كه انسان با انجام آن مي تواند قله هاي ترقي را فتح كند چرا كه خداوند در سوره مائده آيه 32 مي فرمايد : و من احياها فكانِما احياالنّاس جميعاً .

علاوه برمدرسه سازي چه كارهاي خير ديگري انجام مي دهيد ؟

سعي مي كنم كه دانش آموزان مدارس احداثي خودم را كه تمكن مالي خوبي ندارند كمك كنم ، در ساختن مساجد اگر وفبقي باشد شركت مي كنم و بعضي از كار خير ديگر كه اجازه بفرمائيد خيلي توضيح ندهم ، اما هيچكدام اين كار هاي خير مثل مدرسه سازي برايم لذّت بخش نيست .

اگر ممكن است در مورد طرحهاي ذكات ، وام اخلاقي و اسكان ¦nbsp;و طرحهاي اشتغال زا مقداري توضيح دهيد ا

- ¦nbsp;طرح ذكات ، من در كدكن به هر روستا كه مي رفتم اعلام مي كردم كه روستائيان ذكات خودشان را جمع آوري كنند ، من هم به همان اندازه و مقدار كمك مي كنم و در روستايشان كار خيرانجام مي دهيم اما با اولويت كار خير مدرسه سازي كه خوشبختانه با استقبال بي نظير مردم روبرو مي شد ¦nbsp;- طرح اعطاي وام بلا عوض به دانش آموزاني كه از مدارس مشاركتي و احداثي من فارغ التحصيل مي شدند و در دانشگاه قبول مي شدند و تمكن مالي براي ادامه تحصيل نداشتن به شرط اينكه پس ازفارغ التحصيل شدن از دانشگاه و پيدا كردن كار و سرو سامان گرفتن مادام العمر يك دهم از درآمد شان را براي ¦nbsp;مدرسه سازي يا اعطاي وام با همين شرط به همنوعان خود اختصاص دهند ،البته اگر امكان كار عملي هم ¦nbsp;در راستاي كمك به محرومين وجود داشته باشد اشكالي ندارد ، مثلاً شخصي كه از اين وام استفاده كرده و اكنون پزشك شده است بايد به اندازه يك دهم در آمدش را يا نقداً كمك كند يا مجاني بيماران مستحق را وزيت كند ، اين طرح هم مورد استقبال قرار گرفته و هم اكنون سالانه نزديك به صد ميليون تومان برگشت دارد .

- در طرح اسكان افراد نيازمند شناسائي مي شوند ابتدا يك منزل كوچك به مدت حداكثر 3 سال به آنها اجاره داده مي شود ، مبلغ اجاره مشخص است نصف مبلغ اجاره به وي كمك مي شود ، از طرفي ¦nbsp;اجاره نشين موظف است نصف ديگر آن را پس انداز كند ، پس از سه سال معادل مبلغ پس انداز شده ¦nbsp;به وي كمك مي شود و همان منزل به رهن اجاره نشين در مي آيد و در نتيجه اجاره اي پرداخت نمي كند ولي موظف به پس انداز معادل اجاره مي باشد و نهايتاً با موجودي 50% مبلغ رهن و مبلغ پس انداز و كمك بصورت وام منزلي براي وي خريداري مي شود و اين منازل در اختيار افراد ديگري قرار مي گيرد و اين كار ادامه دارد .
در مورد اشتغال زائي با كمك مردم و تعدادي سهام دار كارخانه آرد و ماكاراني ، آب معدني خوراك دام و طيور راه اندازي كرده ايم كه هم براي مردم نيازمند اشتغال ايجاد شده و هم درآمد زا است .
آيا تا بحال گريه كرده ايد ؟
بله ، اما گريه من بيشتر براي مظلوميت مادرم زهرا "س" مي باشد و ديگر وقتي كه نمي توانم شكر عنايتهاي آقا امام زمان (عج) را ¦nbsp;ادا كنم واز اهداف ظهور حضرت عقب مي مانم ، گريه هاي من در زماني است كه ائمه غمناكند ¦nbsp;و خنده هايم مربوط به اعياد و زمان شادماني ائمه اطهار است
خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
My Communityانجمن های سایت آموزش فیزیکآموزش وپرورشمعرفی خیرین در آموزش و پرورشموضوع: صحبتي با خيّر مدرسه ساز خراساني حاج سيد علي اكبر عادلی
پرش به :