نظریات در مورد آموزش علوم در ایران
صلاح نمی بینم نظرات خود را با دیدن مشکلات و مسائل و کمبودها و ایرادات آموزش علوم آغاز کنم. ایراد، کمبود، مشکل همه جا هست و باید باشد . اختلاف هست و باید باشد. مخالف وجود دارد و باید باشد.
سخن را مثبت آغاز می کنم .
بنده بطور کلی انسان ساده لوح و خوشبین هستم . چیزهای مثبت در دانشگاهها، آموزش عالی، و آموزش و پرورش ایران کم نیست و ما می توانیم از اینهم ، بهتر شویم و پیشرفت بیشتری داشته باشیم . چند نکته مثبت در رابطه با علوم و آموزش علوم به عرض می رسانم:
1- پس از سالها، اولین دوره های آموزش علوم بطور جدی بصورت فوق لیسانس در دانشگاه شهید رجایی برای معلمین آموزش و پرورش شروع شده که یک نوید خوبی است . تعجب نکنید، اگر بزودی ،دوره های دکتری آموزش علوم در دانشگاه شهید رجایی یا دانشگاه شهید بهشتی یا دانشگاه دیگری را دیدید.
2- فعالیت نسبتاً خوب انجمن های دبیران علوم ایران .
3- ارتقاء کیفیت آموزش عالی در ایران از 15 سال پیش تاکنون .
هم اکنون ما می توانیم ادعا کنیم دکترای شیمی مثلاً در دانشگاه بوعلی سینا از بسیاری دانشگاههای آسیا و اروپا و حتی آمریکا قوی تر و بهتر است.
4- دوره های دکترای دانشگاه تربیت مدرس، در رشته علوم ،بخصوص، با کیفیت خوبی انجام می شود و فارغ التحصیلان ایران در خیلی رشته ها قویتر از فارغ التحصیل های اروپا و آسیا و آمریکا هستند.
5- توجه خوبی از طرف آموزش و پرورش به مسئله آموزش علوم از دبستان تا دبیرستان شده است. کتابهای درسی و برنامه های درسی ما از 15 سال پیش به اینطرف پیشرفت خیلی خوبی داشته است .
6- تحقیق خصوصی در آموزش عالی و در مقاطع دبستان تا دبیرستان خیلی پیشرفت کرده است.
مثلاً یک موسسه ای مانند قلمحی برای خود متخصصین روانشناسی ، تعلیم و تربیت ، اساتید دانشگاه، مولفین خوب را در کتابهای بسیار با ارزش و حرفه ای در آموزش علوم تالیف می نماید .
همه این موارد نشانگر سیاست و کمک دولت جمهوری اسلامی در جهت گسترش آموزش علوم است.
چند پیشنهاد مثبت دارم:
اول : هرچه زودتر به دستور رییس جمهور محترم، تدوین استاندارد های آموزش علوم را در ایران شروع کنیم . این پروژه لااقل دو سال وقت می خواهد و بودجه فراوان و همکاری گروهها و وزارت خانه های متعدد را مطلبد - این پروژه در سطح ملی بسیار مهم است و در سطحی است که رییس جمهور می بایست دستور آن را صادر فرمایند .
دوم : سوء تفاهم های تاریخی و حرفه ای و مدیریتی در رشته آموزش علوم وجود دارد که بسیار متعدد و عامیانه هستند ،که نیاز به تحقیق و اقدام دارد .
به دستور وزیر آموزش و پرورش در این مورد یک تحقیق گسترده لازم است که لااقل یکسال طول می کشد و توسط اساتید دانشگاه این طرح پژوهشی می تواند پیشنهاد و اجرا شود .
یک مثال بارز از سوء تفاهم بزرگ و خیلی بیش پا افتاده این است که آموزش و پرورش امتحانات سراسری خود را بصورت تشریحی اجرا می کند که در هیچ جای دنیا مرسوم نیست و هیچ متخصصی این نوع سوال و این نوع اجرا و این نوع تصحیح اوراق را توصیه نخواهد کرد.
یک سوء تفاهم برنامه ریزی دراز مدت این است که بنا به نیاز آموزش و پرورش مقدار زیادی دوره های لیسانس مدیریت آموزشی در دانشگاهای کشور تاسیس شده و تاکنون فارغ التحصیل های زیادی هم داشته ولی وزارتخانه از مدیریت سنتی و پر ایراد گذشته خود دست برنداشته است .
وزارت آموزش و پرورش جسارت و ریسک نکرد . که مدیران تحصیل کرده و متخصص در مدارس بگمارد.
مدیریت حرفه ای را اصلاً در برنامه ندارند . و این یک سوء تفاهم است. سوء تفاهم عظیم .
درباره این سوء تفاهم ها بایستی بطور گسترده و در سطح ملی پژوهش شود و راهکار ارائه گردد و راهکارها، به امید خدا، اجرا شوند.
این یک برنامه سه ساله است .
سال اول مشخص کردن سوء تفاهم ها .
سال دوم پیشنهاد راهکارهای تغییر برنامه و تغییر سیستم و تغییر روش تدریس .
سال سوم اجرایی نمودن و عملیاتی کردن راهکارهای و تغییر روش ارزیابی و سنجش......
سوم : دولت و وزارت علوم و وزارت آموزش و پرورش از ادامه فعالیت و سرمایه گذاری در آموزش علوم نباید بهراسند .
این سرمایه گذاری جواب میدهد. تفکر علمی منجر به تفکر تکنولوژی میشود . تکنولوژی به صنعت کمک می کند – صنایع خوب تولید بیشتر و بهتر ی خواهند داشت – پیشرفت صنعت اشتغال ایجاد می کند .
اشتغال به جوانها هویت می دهد و بهترین و بدترین معضل جوانها چاره می شود . باور کنید برای پیشرفت صنایع و اشتغال ملی باید ریشه ای عمل کنیم- علوم را در پایه تقویت کنیم- تعیین آموزش علوم پایدار- از دبستان تا دبیرستان .
چهارم : معلم، دبیر راهنمایی، دبیر دبیرستان، بدون داشتن تخصصی کافی در تدریس و علوم تربیتی و روانشناسی راهی کلاس درس می شوند .
این یعنی تفکر و کارکرد آماتوری
در آمریکا یک نفر بدون داشتن تخصص آموزش ابتدایی، و بدون داشتن مدرک مجوز تدریس TEACHING CERTIFICATE به کلاس درس ابتدایی راه نمی یابد .
درست مانند گواهینامه رانندگی که در ایران اگر کسی گواهینامه رانندگی نداشته باشد اجازه رانندگی به او داده نمیشود.
روح بچه چون جسم اوست. همانطور که کبد بچه را به دست آدم غیر جراح برای جراحی نمی سپاریم،
روح و روان و فکر بچه را هم نباید دست فرد غیر حرفه ای و غیر تخصصی بسپاریم.
ضرر روحی مثل ضرر جسمی جبران ناپذیر است.
از کودکستان تا آخر دبیرستان بایستی هم مدرسین، بدون استثناء متخصص و تحصیلکرده باشند و مجوز رسمی تدریس یا مجوز رسمی مدیریت داشته باشند.
« تعهد» نه لازم است نه کافی.
در یک استاندارد حرفه ای همه چیز تعریف شده است و پرورش روح و فکر بچه ها شوخی نیست
و با یک کلمه مدیر«متعهد» نمی توانیم به اصلاح آموزش حرفه ای را ماست مالی کنیم.
بنده به سهم خود در هر چهار مورد بالا طرح پژوهشی و طرح عملیاتی می توانم تقدیم کنم.
مسعود صدرالشرافی مدرس دانشگاه بو علی همدان و شهید رجایی تهران
آدرس ایمیل:
DRMSA2020@yahoo.comدانشگاه بو علی همدان
0811-8273004