خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید

 
جستجوی پیشرفته

884 نامه در 583 موضوع- توسط 8107 کاربران - جدیدترین کاربر عضو شده: شریف محمدی
صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: خاطره ای تلخ از معلم درس ادبیات  (دفعات بازدید: 1736 بار)
0 کاربران و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
Admin
مهمان
« : آگوست 25, 2006, 10:16:32 am »

در سال 1370 در دبیرستان جماران ناحیه 5 درس میخواندم.
اولین جلسه کلاس ادبیات در اوایل مهرماه برگزار شد .دبیر ادبیاتمان آقای .... بود که در نوع خودش بی نظیر بود .
او در اولین جلسه درس ،به دانش آموزی که دوست صمیمی من بود (آقای حشمتی که بسیار دانش آموز مستعدی بود) به خاطر اینکه  بی جا خندیده بود گفت بیا بیرون .
وقتی دانش آموز از نیمکت خود بیرون آمد این معلم چنان این دانشآموز را زیر مشت ولگد گرفت ،که نهایت ندارد .
او فکر میکرد دارد کار آموزشی انجام میدهد.وبا این روش به اصطلاح خودش دارد گربه را دم حجله می کشد.
تنب این دانش آموز حدود نیم ساعت طول کشید و تمام سر وصورت این دانش آموز خونین و مالین شده بود .در ضمن از الفاظ زشتی که این معلم هنگام کار فرهنگی و تربیتی خود به دانش آموز میگفت صرف نظر می کنم.
و در تمام این لحظات سکوت سختی در کلاس حکم فرما شده بود و همه ما ترسیده بودیم ،که نکند یک موقع به ما هم گیر دهد.
سرتان را درد نیاورم فقط من همین قدر میخواهم بگویم که سر پل صراط که همه ما به آن اعتقاد داریم من جلوی این معلم را خواهم گرفت ،زیرا او با اینکار هم اکثر دانش آموزان کلاس را از درس شیرین و تاثیر گذار و بسیار مهم ادبیات زده کرد و همچنین باعث ترک تحصیل کردن آن دانش آموز شد .
آقای حشمتی از همان روز درس را ترک کرد و الان یک سوپر مارکت دارد .
وضرری که به اقتصاد کشور از تحصیل نکردن آقای حشمتی به ایران وارد میشود همه به خاطر کار بسیار فرهنگی  معلم ادبیاتمان در سال اول می باشد .


سروران گرامی شما هم خاطرات این چنین خودتان را بنویسید تا برای ما معلمان جوان و تازه کار درس عبرتی باشد . زیرا که گفته اند .
ادب از که آموختی ،گفت از بی ادبان .
خارج شده است
Benyamin
کاربر جدید
*

امتیاز: 2
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 5


310510445 Powerful_monarch
ديدن مشخصات آدرس ايميل
« پاسخ #1 : آگوست 27, 2006, 01:55:25 pm »

الحمدالله من فكر ميكنم هم دوره اي هاي من از اين خاطرات زياد نداشته باشن !

ولي خوب خود من هم تقريبا خاطره مشابهي برام پيش آمد :

كلاس پنجم ابتدايي بودم  در دبستان  غيرانتفاهي وحيد ( از حق نگذريم دبستان فوق العاده بود )  معلمون خانوم بلياني ( كه خيلي دوستش دارم و هنوز هم گاهي بهش سر ميزنم ) از ما امتحان گرفت !

حدود نيم ساعت بعد من گفتم تمام كردم ! ولي خانوم بلياني گفت كه  اجازه بده همه رو با هم جمع ميكنم ! من هم با بقل دستيم  علي صنعتي شروع كردم به صحبت كردن درباره زنگ ورزش ! خانوم بلياني كه فكر ميكرد من دارم تقلب ميكنم ورقه من رو گرفت و پاره كرد ! وقتي من اعتراض كردم گفت غلط كردي  تقلب ميكني !!!

من هم با گريه ( چون امتحان رو ميدونستم خوب ميشم بعلاوه اينكه  تقلب نكرده بودم و تهمت دروغي بهم زده شده بود )  از كلاس زدم بيرون و گفتم : من اصلا غلط كردم آمدم تو اين كلاس !!!!

اون روز از مدرسه فرار كردم ! ولي از اون جايي كه خونمون هم هيچ كس نبود فقط تو خيابونا پرسه ميزدم تا ساعت 12 شه و برم خونه !

از اين طرف خانوم بلياني بهمراه مدير مدرسه مون ( اقاي غفوريان (( خيلي مرد جوون و باحالي بود )) )  و همينطور مامانم 2 ماشينه افتاده بودن دنبال من  تو خيابونا ! از اخر خانوم بلياني منو پيدا ميكنه و حسابي بغلم ميكنه و بوسم ميكنه !  و هرطور تونست از دلم دراورد و نصيحت ام كرد كه :

دانشمندان و بزرگان ما همه با شرايط سخت درس خوندم و دوام آوردن ، اين درست نيست تويي كه در آينده ميخواهي براي خودت كسي بشي اينطور بخاطر يك حادثه به اين سادگي قهر كني !‌

اين جمله دقيقا عين جمله ايست كه خانوم بلياني بمن گفت ! چرا كه فردا صبح سر صف بمن يه كتاب هديه داد و اين جمله رو روش نوشته بود !
خارج شده است
هین
کاربر جدید
*

امتیاز: 0
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 6


ديدن مشخصات
« پاسخ #2 : فبریه 25, 2010, 10:18:57 pm »


 می خوام به معلم های عزیز بگم  تو را به هر کس دوست دارید دانش آموزی رو مسخره نکنید
تاثیر ضربه زدن از لحاظ روحی اگر از تنبیه بدنی بیشتر نباشه کمترهم نیست خیلی از همکلاسی های با استعداد وکوشای من به دلیل همین رفتار معلمها از درس زده شدن وهمین متاسفانه یکی از عواملی بود که باعث شد بعضی از بچه ها به یه سری کارهایی کشیده بشن بچه هایی که می تونم بگم
اگر کمی راهنمایی می شدن می تونستن در آینده ازبزرگان علمی و فرهنگی جامعه باشن
این نوع برخوردها با خود من هم شده و من تاثیراتشو عمیقا احساس کردم
اون دسه ازمعلمهایی که از قصد با نیشو کنایه سعی در تحقیر کردن دانش آموزان دارن چه جوابی برای خدا وخلقش دارن؟
امید وارم  همه ی معلمها به اونجا برسن که اگه از دانش اموزی اشتباهی سربزنه  دوستانه  و منطقی  راه درست رو نشونشون بدن

چوب معلم ار بود زمزمه ی محبتی  . . .
خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
My Communityانجمن های سایت آموزش فیزیکآموزش وپرورشخاطرات مدرسه و دانشگاهاثرات منفی بعضی رفتارهای معلمان روی شماموضوع: خاطره ای تلخ از معلم درس ادبیات
پرش به :