سلام!
من سيد علي ميرزاده منشي اين جلسه ي كلاس فيزيك هستم! قبل از اين كه شروع كنم خواهش مي كنم كه اگه اشتباهي در متن زير ديديد منو ببخشيد و حتي اگه انتقادي از گزارش داريد حتما مطرح كنيد! (من آدم انتقاد پذيريم!

) درضمن اگه پيشنهاديم داريد ببگيد تا اگه دوباره منشي شدم اون كارها رو انجام بدم! مرسي!
در ابتداي جلسه: جناب آقاي شيرزاد وارد كلاس شدند و همه ي بچه ها به احترام ايشان قيام كردند! (آقاي شيرزاد مثل هميشه با لبخند وارد شدند در حالي كه لپ تاپ و كارهاي عملي بچه ها زير بقلشون بود!)
طبق معمول بچه ها دور آقاي شيرزاد رو گرفتند و سوالاتشون رو پرسيدن و كارهاي عمليشون رو به ايشون نشون دادن!
بعد از چند دقيقه آقاي شيرزاد سمت من اومدند و گفتند: ميرزاده امروز تو منشي جلسه باش!
بعد از انتخاب منشي؛ مصطفيان و مظلوم خراساني براي توضيح آخرين جمله ي زندگي خود پاي تخته رفتند!
جمله ي مصطفيان:
دنيا بهترين و بدترين هديه به انسان است!مصطفيان: توضيحي جالب راجع به جمله ي خود! و توضيح راجع به شخصي كه در ابتداي زندگي كفاشي بيش نبوده ولي بعد ها در زندگي تبئيل به شخصيتي بزرگ شده است و...
آقاي شيرزاد: توضيح و تاييد همين موضوع و تعريف داستاني مشابه آن!
يار احمدي / ميرجليلي / هوشيار / و منشي به ترتيب نطرات خود را راجع به اين نوشته بيان كردند!
نعيمي و شايان: هر دو اظهار نظري جالب راجع به نوشته ي مصطفيان!
و جمله ي مظلوم خراساني:
زندگي=...!مظلوم: توضيح در مورد نوشته ي خود، كه به جاي سه نقطه (...) چي بذاره تا اين تساوي كامل بشه!
آقاي شيرزاد: درخواست از مظلوم در مورد توضيح بيشتر راجع به نوشته ي خود!
ملكي: آقاي شيرزاد شما تا آخر سال بچه هارو مي كشيد!!!

مظلوم: زندگي مثل جواهريه كه بايد به نحو احسن ازش استفاده كرد!
يهو: صداي لپ تاپ رضا معين تقوي در اومد و بچه ها خنديدن!
آقاي شيرزاد (خطاب به مظلوم) : بهتر بود مي گفتي زندگي يعني چه؟!
منشي / مرتضايي هر دو در اين مورد اظهار نظر كردند!
ملكي: زندگي هر فرد در دست خودشه! و...
علي نوري: توضيحي در مورد تعريف هاي مختلف زندگي (مفاهيم گوناگون آن) توسط اقشار مختلف جامعه!
ميرجليلي: زندگي يك فرصته...
نادمي: در مورد حرف مظلوم==>جمله و حرف درستي نيست براي يك ثانيه قبل از مرگ!چون ندونسته از دنيا رفته...!
و اعتقاد آقاي شيرزاد نسبت زندگي (طبق گفته ي خود ايشون بهد از چهار سال فكر كردن به اين نتيجه رسيدند):
زندگي=.آقاي شيزاد: بچه ها خواهش مي كنم كه كسي راجع به نظر من هيچ سوالي نكنه، كه جواب نمي دم!
نادمي: بعد از گفته ي آقاي شيرزاد شروع به بحث كرد!
و دوباره ميرجليلي: زندگي برمي گرده به هيچي...!
آقاي شيرزاد: اگه بچه ها دوربين بيارن اين بحث ها هيچ وقت فراموش نمي شه! (نمي دونيد چه لذتي داره معلمي! به خدا قسم!)

بعد آقاي شيرزاد از مصطفيان و مظلوم كنار نوشته هاشون عكس گرفتند!
در همون لحظه يكي از بچه هاي شووووووووخ از خدش يه تيكه ول كرد! "بگو سيييييب!" (واااااااااااااااااي شوووووووووووخي!)
و دوباره بحث شروع شد:
آقاي شيرزاد:به خدا قسم... اگه به من بگن بيا برو بهشت نمي رم!
مرتضايي: آقا هدف آخرتون چيه كه مي گيد نمي رم بهشت؟
آقاي شيرزاد: من عاشق اينم كه پيشرفت بچه هام رو ببينم...!
يگانه: مخالفت با حرف آقاي شيرزاد!
نعيمي: حرفي كه تو گلوي من گير كرده اينه كه چرا بايد بهشتي وجود داشته باشد و....؟
آقاي شيرزاد: كمي تا قسمتي تاييد حرف نعيمي / همين دنيا هم مي تونه بهشت و جهنم باشه!
بعد از كمي شلوغ كردن بچه ها:آقاي شيرزاد: براي عيد تكليفي داريم كه....!
بچه ها: ااااااااااااااااااااااهههههههههههههههههه...!
آقاي شيرزاد: اصلا درسي نيست!
نعيمي برگشت به بحث قبلي: واقعا كه چي ما بريم اون دنيا و مثلا زندگي خوبي داشته باشيم و فوقش چند تا هوري بيان دور و برمون رو بگيرنو و... اين زندگي خوب هم كه مي تونه تو دنيا باشه و...!
ميرجليلي: ذهنتون رو به اون چيزهايي كه گفته شده محدود نكنيد! اونا از درك ما خارجند!
كه اين گفته ي ميرجليلي با تاييد افرادي چون: واقعي/ نادمي/ملكي/يگانه/يوسفي/ميرزاده و.... همراه شد!
آقاي شيرزاد: بهشت يعني رسيدن به يك حقيقت بالاتر و...!
نعيمي: اين كه ما بريم بهشت چه فايده اي داره؟ خلقت بهشت چه فايده اي داره؟
واقعي: پاسخ به سوال نعيمي!
شايان:اين هدفه كه جهت رو مشخص مي كنه كه هدف همون رسيدن به پروردگاره!
ملكي:آقا ما سه بار دستمون رو آوورديم بالا شما نذاشتين حرف بزنيم! راجع به حرف نعيمي ، اين كه بهشت فقط ميوه و نمي دونم چشمه و هوريو شراب و... (( آقاي شيرزاد: مايو و...! // (خطاب به من: ننويسيا! ولي نه!بنويس!) )) اينا فقط نيست! اينا چيزي نيست كه در درك ما باشه!
بعد از اظهار نظر جالب يار احمدي ، آقاي شيرزاد: بچه ها بسه ديگه! ورقه ها رو در بياريد براي امتحان!
بعد از سوال اول// بچه ها براي جلسه ي بعدي 20 تا سوال تستي ،10 تا از فصل 3 و 10 تا از فصل 4 طرح كنيد

نعيمي: حل سوال پاي تخته!// و توضيح مجدد آقاي شيرزاد درباره ي همون مساله!
ميرزاده: مطرح كردن يك سوال در پاي تخته!// و توضيح آقاي شيرزاد و همچنين مطرح كردن سوالي مشابه آن!
حالا امتحان اصلي!بچه ها همه نشستند و بعضي با اضطراب و بعضي بچه ها از اونجايي كه مي دونستند آقاي شيرزاد آخر جلسه مي گن برگه ها براي خودتون با خيال راحت سوال ها رو حل كردند! و وقتي كه زنگ خورد ، همون اتفاق افتاد و برگه ها تصحيح نشد! و در آخر طبق معمول بچه هاي مشتاق علم دور آقاي شيرزاد حلقه زدند و شروع به پرسيدن سوالات متفرقه كردند!
پايان!