نامه اي از سوي يكي از كاربران در اختيار پايگاه خبري آموزش و پرورش ايران قرار گرفته كه عين نامه و مستندات مكاتبات متعدد اين كاربر گرامي و همسرش در اختيار ماست به علت محدوديت جا و ضرورت انعكاس اخبار ديگر فقط متن نامه اين عزيز رنجديده خطاب به وزير محترم تقديم مي گردد به اين اميد كه وزير محترم دستور پيگيري عاجل صادر فرمايد .
از مدير كل روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش نيز انتظار مي رود در صورت اقدام پاسخ لازم را در اختيار وبلاگ قرار داده تا در اين وبلاگ منتشر گردد .
مقام عالي وزارت آموزش و پرورش سلام عليكم
احتراماً همسر اينجانب خانم . . . دبير دبيرستان . . . ناحيه دو شهريار بيش از ده سال سابقه تدريس و معاونت در كارنامه خود دارند ، در كنار اينها حدود پنج سال به عنوان فرمانده بسيج دبيرستان در . . . خدمت نموده اند . بارها به عناوين مختلف مورد تشويق قرار گرفته و بيش از 1200 ساعت دوره هاي آموزش ضمن خدمت را گذرانده و در پايان خرداد 83 با امتياز 82/925 رتبه شغلي معلم ارشد را دارند .
براساس برنامه درسي خود در تاريخ 4/2/85 براي تدريس به دبيرستان مراجعه مي كنند ، تدريس زنگ اول تمام مي شود براي رفع خستگي به دفتر مراجعه مي كنند ولي دركمال ناباوري مدير ! دبيرستان با حالتي پرخاشگرانه ، عصبي و توهين آميز و رفتاري خياباني به ايشان دستور ! مي دهند كه محل دبيرستان را ترك كنند . در جواب همسرم كه مي پرسند به چه علت ؟ ايشان آمرانه مي گويند كه : من شما را در اختيار اداره گذاشته ام ( اين هم ترفند مديران نالايق و ناكارآمد ) من ! مورد اعتماد اداره هستم و حرف ، حرف من ! است و اداره فقط حرف من ! را قبول مي كند و حرف صدتاي مثل شما را به هيچ مي انگارد . ايشان حتي به اين حد نيز بسنده نكرده و خود و معاونانش به كلاسها مراجعه كرده و به دانش آموزان مي گويند كه خانم . . . را از دبيرستان اخراج كرديم و . . .
حضرت امام ( ره ) فرموده اند :"معلمي شغل انبياست" و ايشان در سالي با عناوين جعلي از كار" انبياء الهي " منع شده اند كه به فرمان مقام معظم رهبري ، سال " پيامبر اعظم " نامگذاري شده است . چه تقارن جالبي . در روز معلم ، هفته بزرگداشت مقام معلم و در سال معلم بزرگ الهي بعد از آن همه خدمت عاشقانه به آموزش و پرورش به دلايل جعلي و واهي از كار خود منع مي شوند و اداره مربوطه براي اينكه صورت مسئله را پاك كند در جلسه اي فرمايشي كه نتيجه آن از قبل مشخص بود بدون استماع صحبت هاي ايشان و بدون مطالعه لايحه دفاعي ايشان نتيجه از پيش مشخص شده را به اجرا در مي آورند . در حاليكه هيچ كدام از موارد اتهامي ايشان ثابت نشده ، ولي راي به محكوميت ايشان داده مي شود ! عجب مديريتي !
جناب آقاي وزير
ادامه كار مديريت فعلي و معاونانش با زير پا گذاشتن شخصيت و شان و كرامت و منزلت يك معلم از تبار انبياء الهي كه در اداره حامي ندارد به وجود آمده ، تهديد به استعفاي مدير و معاونان دليل بر اين همه بي عدالتي است . لطفاً دستور فرمائيد براي اين همه كارداني مديران تان ! اسپند دود كنند ! چون با اين كار خود بيش از 200 دانش آموز را كه آماده امتحانات نهائي بودند به چالش جدي كشيدند ، جو پليسي در مدرسه ايجاد كردند ، بسيج و بسيجي را به سخره گرفتند و فرمانده شان را هم از مدرسه بيرون كردند و . . . و قيصريه را به آتش كشيدند تا دستمالي براي خود بدست آورده باشند . مسئولين اداره در برابر گفته هاي يك مدير هنجارشكن ، خودسر ، جاه طلب ، ضد قانون و . . . سرتعظيم فرود آوردند و بحران بزرگي را در منطقه آفريدند تا اين گفته مدير را كه : اداره فقط به حرف من توجه مي كند ، جامه عمل بپوشانند ! باز هم آفرين ! به اين نوع مديريت ! اگر اداره ، بازرسي و خانم مدير ! واقعا در فكر سرنوشت دانش آموزان بودند ؟ اگر در فكر نظام آموزشي بودند ؟ و اگرهاي بسيار . . . چرا بعد از 8 ماه مسائل را مطرح كردند ؟ چرا كه هنوز درس ها ناتمام و ليست هاي پاياني سال دوم تحويل داده نشده اند . آيا باز هم فكر مي كنيد آنها در فكر نظام آموزشي بودند يا به دست آوردن دستمالي از قيصريه ! اگر رئيس اداره ، معاونانش ، بازرسي ، حراست ، مسئول مقطع و همه كساني كه آن جلسه فرمايشي را تشكيل دادند تا براي قرباني كردن همسر اينجانب كلاه شرعي درست كنند واقعاً به اصول مديريت آشنائي دارند و خود را مدير مي دانند ؟ آيا درك موقعيت زماني آنان در همين حد است ؟ اگر هست كه واي بر آموزش و پرورش ! و اگر نيست چرا با تصميم گيرندگان مخصوصاً با مدير ! هنجارشكن به علت عدم كارآمدي و بي كفايتي و اتخاذ تصميمات بحران ساز و دور از عرف و قانون برخورد جدي نمي شود ؟ جناب آقاي وزير
در روز معلم و در سال معلم الهي ، مديران ! شما ، پاداش آن همه تلاش و كوشش را كه براي تعليم و تربيت آينده سازان ميهن اسلامي انجام گرفته بود به خانواده يك معلم تقديم داشتند ، بحران روحي ، افسردگي ، بي خوابي ، تهديد و . . . هدايايي بود كه از طرف آموزش و پرورش به خانواده يك معلم ارزاني شد و جاي خالي اخلاق اسلامي ، شان و منزلت معلم ، كرامت و شخصيت معلم را با تمام وجود احساس كرديم . خانواده يك معلم ديگر سخنان شما را در باب منزلت معلم باور نخواهند داشت مگر اينكه مانند عصاي موسي ( ع ) ، پاسخي براي اعتماد سازي را ببينند .
خوشحال بوديم كه با انتخاب يك معلم به رياست جمهوري ، معلمان شان و منزلت بيشتري در جامعه پيدا خواهند كرد ، چه خوشحالي زودگذري ، اكنون خانواده يك معلم بيش از سه ماه است كه آرامش خاطر خود را از دست داده اند و شان و منزلتشان به سخره گرفته شده است امروز غرور معلمي در مقابل فرزندان بسيجي اش شكسته است . غرور انسانيت و شرف ، غروري كه به آنها منتقل مي كرد تا آينده سازان اين مرز و بوم در مقابل هر كس و ناكسي سر خم نكنند و با عزت و كرامت زندگي كنند .
جناب آقاي وزير
آيا مي توانيد بر جراحت دل معلمي كه در هفته بزرگداشت مقام معلم آماج ناجوانمردانه ترين تهمت ها ، كينه ها و فتنه هاي همكارانتان قرار گرفته ، مرهمي بگذاريد كه شايسته آن باشد ، اين است آن كرامت و ارزشي كه براي معلمان قائل بوديد ؟ معلم شما اكنون قرباني تصميمات نادرست و مغرضانه اشخاصي است كه قدرت و اقتدار خود را در پايمال كردن حقوق ديگران جستجو مي كنند ، كساني كه صندلي مديريت را براي خودشان جاودانه كرده اند ، اشخاصي كه آرامش خود را مي خواهند ولو با از بين بردن آرامش ديگران ، براي آنان فرق نمي كند آن فرد معلم باشد يا دانش آموز . به من بگوييد معلم شما بايد به كه پناه ببرد ، به چه كسي حرفش را بگويد ، از چه كسي حقش را مطالبه كند ، چرا اجازه مي دهيد در روزهاي عزيزي مثل گراميداشت منزلت معلم شخصيت همكارتان تا به اين حد پايمال شود .
احقاق حق همسرم و جبران خسارت معنوي آن به عهده كيست ؟ چه كسي بايد از اين معلم مظلوم در برابر تهمت ها دفاع كند ؟ لايحه دفاعيه و مدارك لازم به پيوست تقديم مي گردد و تقاضاهاي زير مورد استدعاست :
1- صدور ابلاغ دبيري براي دبيرستاني كه در آنجا تدريس مي كردند .
2- برخورد با مدير ! و معاونان دبيرستان به علت ايراد تهمت و افترا .
3- برخورد با مسئول بازرسي اداره متبوعه به علت همراهي با مدير خودسر و هنجارشكن و عدم نظارت بر كارها و . . .
* لازم به توضيح است كه همسر اينجانب ، چهار سال گذشته در همين دبيرستان ( همت 2 ) بوده كه دو سال آن را در سمت معاون و دو سال بعدي را به تدريس اشتغال داشته اند . ( گويا مسئول بازرسي اداره به همراه ساير مسئولين بايد در خواب عميقي فرو رفته باشند كه بعد از چهار سال اين همه تهمت و افتر را به همسر اينجانب تاييد كرده اند ) .( مشخصات ، تلفن و آدرس نويسنده نامه در اختيار وبلاگ آموزش و پرورش ايران مي باشد )
آدرس این صفحه:
http://www.edu.blogfa.com/