| زندگينامه دکتر صدرالاشرافی |
![]() |
|
دکتر مسعود صدر الشرافی دارای دکترای آموزش فیزیک از آمریکا(در سال 1357) (برای مشاهده متن مصاحبه به پایین صفحه مراجعه کنید)
نام : مسعود صدرالا شرافی تحصیلات دیپلم ریاضی – مشهد دبیرستان
ابن یمین
استادیار دانشگاه ابوعلی سینا
1- مشاور و برنامه
ریزی آموزش علوم 1358 تا 1361 – وزارت آموزش و پرورش- دفتر تحقیقات
تهران
بنده بطور کلی انسان ساده لوح و خوشبین هستم . چیزهای مثبت در دانشگاهها، آموزش عالی، و آموزش و پرورش ایران کم نیست و ما می توانیم از اینهم ، بهتر شویم و پیشرفت بیشتری داشته باشیم . چند نکته مثبت در رابطه با علوم و آموزش علوم به عرض می رسانم:
هم اکنون ما می توانیم ادعا کنیم دکترای شیمی مثلاً در دانشگاه بوعلی سینا از بسیاری دانشگاههای آسیا و اروپا و حتی آمریکا قوی تر و بهتر است.
مثلاً یک موسسه ای
مانند قلمحی برای خود متخصصین روانشناسی ، تعلیم و
تربیت ، اساتید دانشگاه، مولفین خوب را در کتابهای بسیار با ارزش و
حرفه ای در آموزش علوم تالیف می نماید .
به دستور وزیر آموزش و پرورش در این مورد یک تحقیق گسترده لازم است که لااقل یکسال طول می کشد و توسط اساتید دانشگاه این طرح پژوهشی می تواند پیشنهاد و اجرا شود .
مدیریت حرفه ای را اصلاً در برنامه ندارند . و این یک سوء تفاهم است. سوء تفاهم عظیم . درباره این سوء تفاهم ها بایستی بطور گسترده و در سطح ملی پژوهش شود و راهکار ارائه گردد و راهکارها، به امید خدا، اجرا شوند. این یک برنامه سه ساله است . سال اول مشخص کردن
سوء تفاهم ها .
این سرمایه گذاری جواب میدهد.
تفکر علمی منجر به تفکر تکنولوژی میشود . تکنولوژی به صنعت کمک می
کند – صنایع خوب تولید بیشتر و بهتر ی خواهند داشت – پیشرفت صنعت
اشتغال ایجاد می کند .
این یعنی تفکر و کارکرد آماتوری
درست مانند گواهینامه رانندگی که در ایران اگر کسی گواهینامه رانندگی نداشته باشد اجازه رانندگی به او داده نمیشود.
روح و روان و فکر بچه را هم نباید دست فرد غیر حرفه ای و غیر تخصصی بسپاریم.
از کودکستان تا آخر دبیرستان بایستی هم مدرسین، بدون استثناء متخصص و تحصیلکرده باشند و مجوز رسمی تدریس یا مجوز رسمی مدیریت داشته باشند. « تعهد» نه لازم است نه کافی. در یک استاندارد حرفه ای همه چیز تعریف شده است و پرورش روح و فکر بچه ها شوخی نیست و با یک کلمه مدیر«متعهد» نمی توانیم به اصلاح آموزش حرفه ای را ماست مالی کنیم. بنده به سهم خود در هر
چهار مورد بالا طرح پژوهشی و طرح عملیاتی
می توانم تقدیم کنم. آدرس ایمیل: دانشگاه بو علی همدان 0811-8273004
متن مصاحبه با دکتر صدر الاشرافی تابستان 85
در ابتدا از دکتر پرسیدیم برای آبادانی ایران چه می توان کرد؟ دکتر می گوید وظیفه هر فرد در حیطه کاری مشخص او تعریف شده است . وظیفه من این نیست که در کار سیاست دخالت کنم ،همیشه از خود بپرسید آیا من در حیطه خود بهترین کار را ارائه داده ام ؟ ما در ایران حرفه ای کار نمی کنیم من چرا باید در حرفه ای دیگر، دخالت کنم . دوستی داشتم که در نیوزلند تحصیل میکرد وهمان جا هم ماندگار شد در سفری به ایران، چیز عجیبی می گفت (در مورد گفته ایشان تحقیق کنید) در آنجا هر 4 سال نخست وزیر عوض می شود وبعضی وزار تخانه ها را به مناقصه می گذارند ، چرا که وزارتخانه حرفه ای است. مثل یک شرکت بزرگ ،مثلا"وزارت صنایع طرح های خود را ارائه می دهند ،ریس شرکت (وزیر صنایع) حرفه ای کار می کند،البته (باخنده) وزارت کشور و امور خارجه را به مناقصه نمی گذارند . مخابرات ربطی به سیاستگذاری دولت ندارد. حال هر یک از ما در حیطه کار خود باید به بهترین نحو عمل کنیم در این صورت ایران به سمت آبادانی پیش خواهد رفت. از استاد در مورد اولویتهای آموزش و پرورش در ایران پرسیدیم . استاد می گوید طرحی را در این مورد در سال گذشته در همدان در دست برسی داشته است. طی این بررسی از مهمترین اولویتهای آموزش و پرورش در مدارس و بین دانش آموزان ، بررسی راهکارهایی برای ایجاد شادی در مدارس این استان بوده است . در این تحقیق نتیجه شده که مساله افسردگی دانش آموزی بسیار بغرنج است. افسردگی ، نا امیدی و بی هویتی جزء مشکلات اساسی است . پرسیدیم اولین گام موثر درآموزش برای یک معلم چیست ؟ استاد می گوید سه سال است که به دانشگاه بر گشته ام با ظاهری ساده اما طرز تفکری دیگر وحال که مشغول ترجمه استانداردهای آموزشی هستم به این نتیجه رسیده ام اشتباه نکرده ام. اولین گام موثر در تدریس برقراری ارتباط است وی می گوید برای شروع کار تدریس بعد از مدتها فاصله از دانشگاه درس فیزیک پزشکی به من پیشنهاد شد آن هم در وسط ترم (استاد مربوطه بنا به دلایلی قهر کرده بود) با خود گفتم من متخصص آموزش علوم و شیوهءتدریس باید کار راحرفه ای انجام دهم تدریس حرفه ای با حقه های تدریس فرق دارد این مساله فن تدریس است . سه روز به من وقت داده بودند تا خود را آماده کنم ،در تهران پیش استاد مربوط به این درس رفته با کمک او آزمونی را تدوین کردم .این آزمونی تکوینی بود یعنی آزمونی که توسط نتایج آن پی می بریم معلم و دانشجو تا به حال چه کرده اند. نقاط ضعف معلم و وگیرهای دانشجو در کجاست، بادر نظر گرفتن تفاوتهای فردی (که در اغلب مواقع نادیده گرفته می شود)قابل ذکر است که نتیجه این آزمون اثری بر نمره نهایی دانشجو نخواهد داشت. جلسه اول در سر کلاس گفتم بچه ها این جلسه بیایید شما من را بشناسید و من هم شما را . هر سوال یا کنجکاوی که می خواهید بعدا وقت گذاشته و ازاین طرف و آن طرف بپرسید از خودم بپرسید.سوالها شروع شد ،اسم ، فامیل ،تولد ،ازدواج،خلاصه کلی گفتیم و خندیدیم کنجکاوی درزندگی خصوصی فضولی نیست بچه ها می خواهندبدانند این کیست که آنجا ایستاده در حالی که تکه ای از سرنوشت آنها در د ست اوست .بعد از آن آنها خود را معرفی کردند. باور کردنی نبود عده ای بعد از یک سال ونیم هنوز هم را نمی شناختند هر کدام سرگرمی بزرگشان را گفتند و خلاصه این جلسه برایشان فوق العاده بود جلسه بعد آزمون برگزار شدآزمونی با انواع سوالات تا من پی ببرم که از کجا شروع کنم و نقاط ضعف بچه ها در کجاست آزمون دوجلسه از وقت ما را گرفت وبرای بچه ها جالب بود ومن هم فرصت کافی برای آماده شدن برای تدریس راپیدا کردم. شما می خواهید درفرد تغییر بوجود آورید شروع کار با بوجود آوردن ارتباط فکری است آدم آهنی که نیستیم ،خواه و ناخواه روح و جسم و عاطفه وسط می آیند . شما بدون ارتباط هیچ کاری نمی توانید بکنید ،این که می گویند رو ندهید یک سوءتفاهم است ،در ارتباطات باید روابط را تعریف کرد . این کارها را می توانید این کارها را نمی توانید .(مثلا این شوخی مجاز نیست) اما مشکل اینجاست که هیچگاه فرد خود واقعیش را نشان نمی دهد، فرد رو بنایی از خود را نشان میدهد و این مانع از برقراری یک ارتباط صحیح و کامل می شود. (استاد خود کتابی در این زمینه دارد .برای مشاهده آن اینجا را کلیک کنید .)وقتی نمی خواهید کسی شما را بشناسد خودت را نشان نمی دهی،یک رو بنا نشان میدهی . معلم نمی خواهد شاگرد خود او را ببیند بلکه می خواهد ژست ورو بنای اورا ببیند . از ایشان خواستیم پیرامون کتابی که در دست ترجمه دارند توضیح دهند . در توضیح ابتدا باید بگوییم برای داشتن آموزشی درست و موثر ابتدا باید استانداردهای آموزش را درست کنیم . اولین استاندارد ،استاندارد روش تدریس علوم است که زیر بنای فلسفی آن کاوشگری است . اگر زیر بنای تدریس بر کاوشگری بنا شود دیگر سخنرانی نمی کنیم ،تدریس همراه سوال ،بحث وساخت فرضیه همراه است . دومین استاندارد پیشرفت حرفه ای است ،به این مفهوم که معلم باید حرفه ای باشد ودر این راستا مدرسه ،منطقه ،استان و خود معلم باید تلاش کنند. سومین استاندارد ارزشیابی است نه فقط ارزشیابی پیشرفت تحصیلی بلکه ارزشیابی فرصتهای یاد گیری . ارزیابی و تدریس دو روی یک سکه اند . ارزیابی عملی برای رفع وظیفه نیست بلکه همراه وجزیی از تدریس است. چهارمین استاندارد استاندارد محتوی است.پنجمین استاندارد سیستم آموزشی و ششم استاندارد برنامه ها ی آموزشی است . در آمریکا از مدرسه خارج شده ،محله ،منطقه و کل سیستم را برای داشتن آموزشی کامل تصحییح می کنند،در این کار همه دست به دست هم می دهند این یک برنامه گروهی است ،چرا که در یافته اند آموزش باید خلقی شودیعنی همه باید درگیر شوند . نکته مهم دیگر آن است که در آموزش مسئولیت یادگیری با خود دانش آموز است . چیزی به عنوان تدریس معلم دیگر معنا ندارد .در قرآن نیز خطاب به پیامبر آمده آنهایی که ایمان نمی آورند برایشان فرقی نمی کند تهدیدشان بکنی یا نه ،آنها ایمان نمی آورند . نفوذ فکری با زور نمی شود .اگر فرد نخواهد یا نتواند چیزی یاد بگیرد فشار و تهدید اثر گذار نخواهد بود . در مورد آزمونهای نهایی ایشان ضمن اظهار تاسف از نحوهءبرگذاری آزمونها در ایران افزودند آزمون سراسری حتما"باید به صورت عینی اجرا شود و طوری که بتوان حتی از طریق اینترنت آن را اجرا و تصحیح کرد . هیچ جای دنیا (تحقیق کنید )آزمون نهایی را انشائی نمی دهند،زیرا این آزمون ضریب روایی و پایایی ندارد،در نتیجه فاقد اعتبار است . استاد می گویی متاسفانه در ایران راجع به سنجش و اندازه گیری اطلاعات پایین و سوء تفاهمات بالا است . از دکتر پرسیدم خوشبختی را در چه می دانید .
در پاسخ گفت در خارج تحقیقی انجام گرفت بسیار وسیع بر روی چیزی حدود هزاران نفر برای مدت بیش از 5 یا 6 سال در این مورد که چه موقع احساس خوشبختی می کنید همراه با داشتن تمام وسائل ارتباط جمعی (تلفن ،موبایل، ایمیل وفکس )چه موقع می توانید بگویید که الان و در این لحظه احساس خوشبختی می کنم .تمام تحقیقات نشان داده ، موقع اوج موفقیت ودر آن لحظات هیجان انگیز (مثلا لحظه ای که دانشنامه لیسانس را به دستت دادند) لحظاتی با خوشبختی بالا نبوده است . شما زمانی احساس خوشبختی مکنید که به سمت هدفی می روید و مقدار نسبتا" زیادی از وجود خود را برای آن کار گذاشته اید آن موقع است که احساس خوشبختی می کنید .(مثلا"زمانی که خود را درگیر نوشتن تز پایان نامه کرده ای ومعتقدی که کار بسیار مهمی را انجام می دهی . ) دکترمیگوید نظر من این است :زمانی احساس خوشبختی می کنید که جذب کار روز مره ای هیجان انگیز برای خودت باشی همراه با داشتن افقی دور دست و آرزویی بزرگ در سر. در پایان از استاد خوا ستیم برای بهتر زندگی کردن راهنماییمان کند . هرگز نا امید نشوید واین را بدانید که خود را درگیر مساله ومشکلی که نمی توانی حلش کنی یا زمینش بزنی نشوید. چو جنگ آوری با کسی در ستیز که از او گزیرت بود یا گریز ومهمتر آنکه در حیطه مسولیت کاری خود به بهترین نحو عمل کنید . استاد با خواندن این شعر سخن خود را به پایان می رساند: آنکس که بداند و بداند که بداند اسب طرب از گنبد گردون بجهاند آنکس که بداند و نداند که بداند بیدارش نمایید که بس خفته نماند آنکس که نداندو بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند آنکس که نداندو نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند.
با تشکر از استاد گرامی که وقتشان را در اختیار ما قرار دادند شیرزاد - صادقی 09153101946 info@eduphysics.com
تابستان 1385
|